X
تبلیغات
پیکوفایل

سایت رسمی مهدی لقمانی

یکشنبه 5 خرداد 1392

********************************************** 

 

جدیدترین مطالب عاشقانه در...  

     

w w w . d a f t a r e s h g h e . c o m

سایت رسمی مهدی لقمانی ( دفتر عشق ) با بیش از ۵۰۰ متن عاشقانه

از مهدی لقمانی و جدیدترین مطالب عاشقانه

برای ورود به سایت  

اینجا کلیک کنید    

   



http://daftareshghe.com/love/lovee.pngدانلود آهنگ وبلاگ دفتر عشق به مدت 2 دقیقه :» ( کلیک کنید )




لیست کامل اشعار مهدی لقمانی کلیک کنید 


لیست کامل دکلمه های مهدی لقمانی کلیک کنید 


همسفران عشق

شنبه 28 تیر 1393
و رویای ما به حقیقت پیوست ، قلبهای ما به هم پیوست و زندگی آغاز شد…
به تو رسیدم در اوج آسمان عشق ، این بود قصه ی من و تو و سرنوشت….
تو آمدی و دنیا مال من شد ، همه ی انتظار و دلتنگی ها و غصه ها تمام شد
تو آمدی و عشق آمد و پیوند ما در کتاب عشق ثبت شد….
باور نداشتم مال من شده ای ، لحظه ای به خودم آمدم و دیدم همه زندگی ام شده ای
عشق معجزه نیست ، حقیقتیست در قلب ها که پنهان است
به پاکی عشق ، به لطافت با تو بودن و ما با هم آمده ایم که به همه ثابت کنیم معنای عشق واقعی را….
تو همانی که من میخواستم ، مثل تو کسی در دنیا نیست برایم ، مثل تو هیچگاه نیامد و نمی آید و نخواهد آمد ، تو اولین و آخرینی برایم….
و با عشق پرواز میکنیم ، میرویم به جایی که تنها آرامش باشد در بینمان، تا در یک سکوت عاشقانه و در اوج آرامش بدون هیچ غمی در آغوشت آرام بگیرم !
اینبار سکوت زیباست، چون درونش یک عالمه حرفهاست ، حرفهایی در دلهای من و تو ، که هم تو میدانی راز دلم را و هم من میدانم راز درونت را…
و من ثابت کردم عشق هست ، تو همیشه هستی ، و روزی میرسد که ثابت خواهم کرد از عشقت خواهم مرد….
و من و تو همسفران عشقیم تا ابد ، این احساسم همیشه در قلبت بماند….

تاریخ عشقمان

شنبه 28 تیر 1393
و انگار از گذشته های دور با هم بوده ایم ، انگار عمریست تو را میشناسم ….
آن زمان های دور تا این لحظه هایی که رسیده ایم به نور….
آغاز دنیا و آمدنت با همان حس و حال ، تا به امروز….
همیشه دوستت دارم ، مثل آن لحظه های دور ، مثل امروز …
و روزی ،فردا خواهد آمد و ما در کنار هم خواهیم ماند ، تا دنیا بگذرد و عمر به روزهایی برسد که عشقمان همچنان مثل یک قرص کامل ماه بماند!
برمیگردیم به گذشته ها، نگاهی می اندازیم به آن لحظه ها ، لحظه ای سکوت و چند نقطه….
آری عشقمان پا برجاست ، پر تپش تر از قبل ، پرشورتر از دیروز ، هنوز در فکر آنم که چرا آن پروانه در حسرت عشقمان میسوخت ….
و این زندگیست ، که نه گذشته ها ، نه امروز و نه دیروز را میشناسد، زندگی تنها عشقمان را میشناسد و میبیند که تاریخ عشق ما گرچه به افسانه ها خواهد پیوست ،اما حقیقتیست که همیشه و هر لحظه در قلبهایمان ورق خواهد خورد و در هر صفحه از آن کلام دوستت دارم موج میزند…

قلبم برای او

شنبه 28 تیر 1393
دلم جای دیگریست ، احساسم مال کسیست که برای من میمیرد…
نه به عشقش شک دارم ، نه او را مال کسی دیگر میدانم ، وقتی که نفسهایش هر لحظه سراغ هوای بودنم را میگیرند…
نه لحظه ای که جدایی بیاید نه روزی که باران غم ببارد ، آنگاه که قلبش همیشه به عشق من میتپد!
یک لحظه چشمهایم را باز کردم و دیدم مال او شده ام ، به خودم آمدم و دیدم اسیر عشقش شده ام ، دوباره چشمهایم را بستم و دیدم خواب او را میبینم ، در خواب حس کردم گرمی وجودش را ، وقتی که او آمده و گذاشته برایم همه ی زندگی اش را …
نه میترسم از رفتنش ، نه عذاب میدهد مرا نبودنش ، وقتی که او همیشه هست و خواهد ماند در قلبم
وقتی دنیا را دارم ، وقتی از همه دنیا او را دارم ، وقتی که از او قلبی دارم که برای من به اندازه همان دنیا میتپد ، دیگر هیچ چیز برایم مهم نیست جز بودنش …
و اینبار از او گفته ام ،چون که او خودش میداند چقدر دوستش دارم…
با صدای خنده هایش ، آه که آن لبخند روی لبانش ،  آن چشمهای زیبایش ، مرا دیوانه کرده است
و من دیوانه نه حسرتی را دارم ، نه آرزو به دل مانده ام ، نه نیاز دارم به کسی ، نه خیره میمانم به هر ناکسی ، وقتی او همه کس من است و همان آرزوی من!

حسی برای بودنت

شنبه 28 تیر 1393
تو مال منی ، به هوای تو همیشه پرواز میکنم …
حسی برای بودنت ، حسی برای در آغوش کشیدنت
و من با احساسم به تویی رسیده ام که همیشه مال منی ، همیشه به هوای آمدن منی
به رنگ دوست داشتن ، به لطافت عشق ، بدون ترس از سرنوشت!
به سوی تو می آیم از آنجایی که شاید از دور ، رسیدن ها محال باشد!
و من نمیترسم از آن دوردست ها ، من تمام فکر و ذکرم آن جاییست که تو هستی و با آن چشمهای زیبایت به دنبال منی هستی که در تب و تاب به تو رسیدنم…
میتوانم به احساسم برسم ، میتوانم به تویی برسم که به من احساس دادی
مهم نیست جانم ، وقتی که بودنم در گرو با تو بودن است ، وقتی که روح تو با جسم من یکی شده و با نبودنت رها میشوم از این دنیا…
نه زمان مهم است ، نه آمدن روشنی ها و تاریکی ها ، مهم عشق تو است که همیشه در قلبم است و من با همین عشق به تو خواهم رسید ، من با همین عشق بود که قلبم دوباره تپید لحظه ای که نفسهای آخرم را با تنهایی میگذراندم تو آمدی و دوباره به من زندگی دادی…
و آنجا بود که معنای زندگی را فهمیدم ،آنجا بود که طعم واقعی عشق را چشیدم ، آنجا بود که فهمیدم چه سختی هایی کشیدم تا به تو رسیدم….
من از پایانش نمی هراسیدم وقتی آغازش تو بودی ، رسیدم به پایانی که آغازی دوباره بود ، یک زندگی دیگر ، با حسی دیگر ، اینبار در کنار تو تا ابد….

فهرست
مهدی لقمانی در فیس بوک

آرشیو متن های مهدی لقمانی
هواداران دفتر عشق
آخرین نوشته های دفتر عشق
تعداد بازدیدکنندگان
تعداد بازدیدکننده های دفتر عشق