به وب لاگ غوغای عشق در دفتر عشق خوش آمدید. کلیه متنهای این وب لاگ متعلق به نویسنده آن(مهدی لقمانی)می باشد و کپی از آن در سایت یا وب لاگ با ذکر منبع و نام نویسنده بلامانع است.عکسهای عاشقانه ،متنهای عاشقانه مهدی لقمانی ، اس ام اسهای عاشقانه ، متنهای ارسالی شما عزیزان و یک دنیا عشق در دفتر عشق
اردیبهشت 1387
ش ی د س چ پ ج
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      
آرشیو
عاشقانه های دفتر عشق

پشتیبان گرافیکی دفتر عشق

لوگوی دوستان

لیست وبلاگهای به روز شده

خبرنامه وب لاگ

نام شما :
ایمیل شما :


لوگوی دفتر عشق


بدنسازی Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

شنبه 28 اردیبهشت 1387
به این خیال نباش

 

به این خیال نباش

به این خیال نباش

این رسم عاشقی نبود

میپذیرم که اگر عشقت یک بازی بود ،این بازی را من باختم !

این رسمش نبود ، تو در این بازی یک قلب را شکستی !

تو احساس را در وجودم کشتی ، تو یک مجرمی ! جرم تو شکستن یک قلب بی گناه

است!

میپذیرم که من اسیر احساسات دروغین تو بودم !

میخواهم بی خیال باشم ، نمیتوانم !

دلم میخواهد همه چیز را فراموش کنم ، خاطره های تو قلبم را میسوزاند !

در این جاده نفسگیر ، بر سر دو راهی ایستاده ام !

انگار راه دیگری جز سوختن نیست !

پس میسوزم ، با اینکه لیاقت مرا نداشتی !

اگر میسوزم ، اگر نا امیدم ، به خاطر سادگی خویش است نه به خاطر تو !

اگر این روزها پریشانم ، اگر این لحظه ها گریانم به خاطر رفتن تو نیست ، به خاطر قلب

بی گناهم است که چرا اینک در دام تنهایی گرفتار است !

این رسم عاشقی نبود ای غریبه امروز!

من تو را فراموش نمیکنم ، قلب من هیچگاه بی وفایی مثل تو را فراموش نخواهد کرد!

میپذیرم که خیلی ساده بودم که حرفهای پوچ تو را باور کردم ،قلبم را با اطمینان به تو

دادم و به قلب بی احساس تو پناه بردم !

تو یک تکیه گاه برای من نبودی ، من ساده بودم که قلب تو را خانه خود کردم !

این رسمش نبود ای بی وفا ، تو کجا و من کجا؟

مرا باش که هنوز در حسرت عشق توام ، میپذیرم که آری من یک دیوانه ام !

اگر به خیال این هستی که همچنان به پای عشقت نشسته ام ، به این خیال نباش!

من قلبم را راضی میکنم که با تنهایی بسازد ، گرچه میدانم که دیگر قلبی در سینه ام

نخواهد بود !

 

 دکلمه متن بالا ( با صدای خودم)


جمعه 20 اردیبهشت 1387
امانت عشق

 

امانت عشق 

 

امانت عشق

این قلب من یک امانت است از طرف من به تو تا لحظه ای که نفس میکشم!

احساسات من امانتیست به تو از طرف قلبم تا لحظه ای که جان دارم...

این عشقم امانتیست از طرف قلبم تا لحظه ای که تو را دارم....

بپذیر از من ، آنچه که میتوانم در راه عشقت فدا کنم....

مرا ببخش اگر جز این امانتی چیزی در وجودم ندارم.....

همین قلب را دارم که آن هم روزی فدایت میکنم !

همین چشمها را دارم که در راه عشقت جز اشک ریختن هیچ کاری ندارد!

احساساتم نیز که در راه عشق تو ،تنها برای تو است ....

کاش میتوانستم پرواز کنم و ستاره ها را برایت بچینم ، کاش میتوانستم خورشید شوم و

برای تو بتابم ، کاش میتوانستم قطره ای شوم و بر روی تو ببارم ، کاش میتوانستم

همچو آسمان سرپناه تو باشم...

همین قلب را که دارم ، انگار تو را دارم ، میخواستم قلبم را به تو هدیه دهم ترسیدم از

فردا که این هدیه را دور بیندازی ،آن را به تو امانت دادم که اگر روزی خواستی آن را به

من پس دهی تو درون آن باشی!

پس دیگر حرفی ندارم، من عاشقم، جز ماندن راهی ندارم!

تو همیشه در قلب منی ، لایق باشی یا نباشی همه هستی منی !

همین که تو را دارم ، انگار همه چیز را دارم دیگر هیچ چیز از خدا نمیخواهم!

اگر خدا به من قلبی داد برای زندگی کردن آن را به تو امانت دادم ، حالا دیگر هیچ کسی

جز تو ندارم....

حالا که دیگر قلبم را به تو امانت دادم اگر زنده ام به این خاطر است که در قلب تو

هستم!

پس تا لحظه ای که نفس میکشی من زنده ام ، تا لحظه ای که عاشقی ، من عاشقم و

تا لحظه ای که تو را دارم ، تا ابد دوستت دارم..............

 

دکلمه متن بالا ( با صدای خودم)

 




 


متنهای عاشقانه مهدی لقمانی