شهر نگاهت
اگر شهر نگاهت فرصتی داشت برای دیدن ، اگر قلب تو جایی داشت برای همیشه ماندن، عاشق آن نگاه پاکت میشدم و تا ابد در قلب مهربانت گرفتار میشدم! اگر مرا میدیدی ، به حرفهایم نمیخندیدی ، در دلم مانده است رازی که تنها با پرواز به آن میرسیدی! تو در همان بام بنشین و آواز بخوان ، من به سوی تو می آیم ، تو از عشق دلهره ای نداشته باش ، من عاشقت میمانم! نگو که از گذشته ها، خاطره تلخ داری و از خاطره ها ،لحظه ی خوشی نداری ، من به تنهایی تحمل میکنم لحظه های سخت را ، گرچه قلبم پر از درد است اما دوایی میشوم برای دردهای تو! در لا به لای پرتو غروب ، میبینم لحظه ای پر غرور ، به سوی خورشید میروم تا وجود سردم ، گرم شود و گذشته های تلخ به فراموشی سپرده شود! دنیای من باش ، ای دنیای من ، هوای مرا داشته باش ای نفس من ! اگر شهر نگاهت فرصتی داشت برای همیشه ماندن ، اگر خورشید آسمانت گرمایی داشت برای همیشه سوختن ، میمانم همیشه در قلب گرمت تا بسوزم در عشق پاکت! دکلمه متن بالا با صدای خودم ( کلیک کنید )
اگر در گوش کردن و یا دانلود دکلمه ها مشکل دارید به آدرس زیر مراجعه کنید و با توجه به توضیحات داده شده دکلمه ی مورد نظر را دانلود کنید! دانلود دکلمه های عاشقانه با صدای خودم کلیک کنید
********************** این یک متن بسیار زیبا از دوست عزیزم فخرالدین اورنگ تا به حال دیده بودید مرغ عاشق شود؟؟؟ حال آن مرغ عاشق شده است... مرغ تمام بال و پرهایش را در راه عشقش از کف داد... مرغ به عشقش نرسید... حال مرغ نه عشقی دارد، نه بال و پری برای دوباره عاشق شدن... اگر آن مرغ را دیدیم یادمان باشد به او بگوییم : *آهسته نماز بخوان* ********************* |