X
تبلیغات
صدر

سایت رسمی مهدی لقمانی

یکشنبه 5 خرداد 1392

********************************************** 

 

جدیدترین مطالب عاشقانه در...  

     

w w w . d a f t a r e s h g h e . c o m

سایت رسمی مهدی لقمانی ( دفتر عشق ) با بیش از ۵۰۰ متن عاشقانه

از مهدی لقمانی و جدیدترین مطالب عاشقانه

برای ورود به سایت  

اینجا کلیک کنید    

   



http://daftareshghe.com/love/lovee.pngدانلود آهنگ وبلاگ دفتر عشق به مدت 2 دقیقه :» ( کلیک کنید )




لیست کامل اشعار مهدی لقمانی کلیک کنید 


لیست کامل دکلمه های مهدی لقمانی کلیک کنید



صفحه رسمی مهدی لقمانی در اینستاگرام ( اشعار مهدی لقمانی)


http://s3.picofile.com/file/8197543018/10932135_1567740456774350_1056247258_a.jpghttp://s6.picofile.com/file/8197543000/1392234568_instagram.jpg


خسته و دلتنگ

سه‌شنبه 20 مرداد 1394

خسته و دلتنگ


این روزها مثل همیشه نیست ، این روزها هیچ صدایی از خش خش برگها نیست
این روزها باران نمی بارد ، دلم گرفته و ابری به آسمان نمی آید...
این روزها مثل گذشته ها نیست ، تو هم مثل آن لحظه ها که گذشت ، دلت به یاد من نیست...
دلتنگ پاییزم و خسته از فصل های بی روحی که گذشت ، خسته از روزهای تکراری...
این روزها مثل همیشه نیست ، این روزها هیچ رهگذری دلسوز این دل خسته نیست....
دلم هوس یک شب بارانی میکند که قدم بزنم در زیر باران و به اوج احساسی بروم تا آرام شوم ، تا با باران یکی شوم ، تا بفهمد درد دلم را بارانی که میفهمم راز درونش را...
دلم گرفته و هیچ همزبانی نیست ، دلتنگم ، دلتنگ آن لحظه هایی که لذت ببرم از نفس کشیدن ، از زندگی ، از تمام ثانیه هایش....
خسته ام از تکرار ها ، از بی محبتی و بی وفایی ها...
این لحظه ها مثل همیشه نیست ، حرف تو ،حرف من نیست ، آنچه که در دلت میگذرد ، با حس من یکی نیست...
تو هم مثل این روزها تکرار میشوی ، اما نه مهرت،  بی وفایی و بی محبتی هایت

محکوم به سکوت

جمعه 16 مرداد 1394
محکوم به سکوت
باران هم برای آمدن بهانه می گیرد ، می ترسد از باریدن
هوای مسمومی است ، سرزمینی پر از گرگ ...
من به یک قطره آب هم قانعم در جایی که حتی این کویر هم غنیمت است!
سر به زیر بودم رویاهایم بر باد رفت ، سر به هوا شدم و همه چیز زیر خاک رفت...
تشنه ام ، در حسرت محبت ، در آرزوی همنشینی با کسی که تنها برای خودش قدم برندارد
شاید به جایی رسیده ام که نفرت دارم از تمام آدمهایی که به ظاهر خنده بر لب دارند ، به ظاهر دلسوزند و به ظاهر مهربان...
برمیگردم به سر خط ، شاید آن هوای مسموم همه را بیمار کرده است
شاید آن قطره ی آب همه را گمراه کرده است
چهره ای روی چهره ی واقعی ، مثل ابری سیاه روی آسمان آبی
نه به آن پرنده ای که در قفس است و به دام افتاده ، نه به آن عقابی که آنقدر اوج گرفته تا به آخر آسمان رسیده
میخندیم از حقیقت و اشک میریزیم از آن چیزی که واقعیت ندارد
دروغ های شیرین و صداقت های تلخ ، ما همه محکومیم به سکوتی که درونش پر از صداقت است و آزادیم از فریاد پر از دروغ!

حکایت بارانی

جمعه 16 مرداد 1394

حکایت بارانی


باران است و دلم تنگ ، حس من بیش از گذشته پر رنگ

میخواهم بگویم امشب در این شب قشنگ

تو با باران آمدی و شستی غم را از دلم

بگذار از دلم برایت بگویم گلم

که این آسمان همنوا با من است

که دلم تنگ است و تنگ است و خدا با من است

و آن کسی که با من است

دارم راز و نیاز ها با او

که تو را میخواهم و تو را میخواهم

او که با من است میدانم که تو را میرساند به من

و این حکایت همیشه می ماند در دلها

حکایتی بین من و تو و خدا

که باران آمد و خدا آمد و تو نیامدی

به رسم باران و این هوای بارانی ، میشکنم بغض دلتنگی ها را

تا بگویم به تو، تا که باران است ، فاصله در بینمان گریزان است

این راز را خدا نداند ، تنها بین من و تو و باران است...

خط آخر حرفم و آخرین کلام، به شرط اینکه سه نقطه بماند در آخر این کلام:

همیشه با تو میمانم ای تنها سر پناهم ...

به هوای تو

جمعه 5 تیر 1394
به هوای تو...
به هوای تو آمدم دوباره سری به قلبم بزنم ، به هوای تو آمدم تا دوباره از احساسم بنویسم
به هوای تو آمدم تا دوباره بنویسم شعری دیگر، ورق بزنم دفتر عشقم را تا برسم به حسی دیگر
چه روزهایی را پشت سر گذاشتم ، چه لحظه هایی را در زندگی ام جا گذاشتم....
اما تو را هیچگاه جا نگذاشتم ، همیشه هم در قلبم بودی و هم در کنارم ، این همان حس آرامشی است که همیشه در وجودم بود ....
شاید عاشقانه هایم از یاد رفته باشند ، شاید این دفتر کهنه بر باد رفته باشد اما آنچه سالهاست از آن نوشته ام حسی است که همیشه در قلبم خواهد ماند ، حسی است که به تو دارم ، عشقیست که در دل دارم...
به هوای تو آمدم تا بگویم بیش از گذشته عاشقت هستم ، تا بگویم آن عشق رویاها هنوز هم حقیقتی است که در قلبم عاشقانه می تپد...
نیاز به آرامش داشتم ، نیاز به سکوتی داشتم که با آمدنش در خلوت قلبم حال مرا دگرگون کرد تا بتوانم از حسی بنویسم که در قلب من و همه عاشقان است.....

فهرست
مهدی لقمانی در فیس بوک

آرشیو متن های مهدی لقمانی
هواداران دفتر عشق
آخرین نوشته های دفتر عشق
تعداد بازدیدکنندگان
تعداد بازدیدکننده های دفتر عشق