X
تبلیغات
رایتل

باران عشق

چهارشنبه 22 شهریور 1396

خشکیدم و پر پر شدم ، در کویر خشک، بی جان شدم

باران عشقت آمد و روییدم و ریشه کردم در آغوشت

سبز شدم ، عاشق شدم و تو شدی تنها دلیل بودنم

و تا هستی ، هستم به عشق نفسهایت

باورم کردی که باریدی ، باورت کردم که نشستم در زیر قطره هایت

داشتم از یاد میبردم عاشقی را ، راه و رسم زندگی را ،

داشتم با خاک یکی میشدم با کویر تنهایی همنشین میشدم ؛تا تو آمدی

آنجا دیگر کویری نبودی، من بودم و تو بودی و سرزمینی پرآ از عشق

و فریاد میزنم تا میتوانم از ته دل ، دوستت دارم تا بشنود یکی تو ، یکی هم خدا!

 

 

کجا رفت

چهارشنبه 15 شهریور 1396

کجا رفت آن بوسه های شبانه ، آن آغوش عاشقانه
کجا رفت آن مهر ومحبت ها ، بی قراری و دلتنگی ها
کجا رفت دوستت دارم ها ، قدم زدن در کوچه باغ ها...
چه باشی ، چه نباشی من دوستت دارم
چه عاشقم باشی ، چه حسی به من نداشته باشی من عاشقتم
من با تو عهدی نبستم ، با قلبم عهد عشق رو بستم
حساب تو از قلبم جداست ، طرف حساب من فقط خداست
تو رو سپرده ام به خدا ، تا زنده ام دوستت دارم ای عشق بی همتا
عشق توی وجودمه ، بودنت در کنارم آرزوی شب و روزمه
کجا رفت آن حسی که همیشه حس میکردم در کنارت...


وقتی که باشی

چهارشنبه 8 شهریور 1396
میدانی که مدتهاست که با عشق تو آرامم
میدانی که بدون تو حتی یک لحظه هم نمیتوانم!
وقتی باشی دلم دیگر دلگیر نیست ،
 روزهای سخت زندگی برایم نفسگیر نیست
وقتی باشی همه چیز عالیست ،
دلم از هر چه غم در این دنیاست خالیست
وقتی باشی لذت میبرم از زیبایی های این دنیا
این هوا ، به هوای تو خوب میشود وقتی که باشی...
این احساس به عشق بودنت شعله ور میشود ....
زندگی زیبا نیست ، آنچه که زیبا کرده دنیای مرا ، تویی!
و عشق آن لحظه ایست که مرا در وجود گرم و مهربانت جا میدهی....

سردرگم

پنج‌شنبه 2 شهریور 1396
کمی درک داشته باش ، تو با یک دلشکسته روبرو شده ای
هنوز بر روی قلبم پر از زخم است ، هنوز غم سنگینی در دلم نشسته است
تو آمده ای که آرامم کنی یا با حرفهایت دردی به دردهایم اضافه کنی؟
متاسفم از سردی دلم ، از بی احساس بودن چشمهایم....
هنوز نتوانسته ام با عشق کنار بیایم ، میترسم باز هم تنها نام عشق در این میان باشد نه احساسش!
نه میگویم دوستت دارم، نه میگویم همیشه با تو میمانم، من هنوز با خودم هم کنار نیامده ام!
هنوز نمیدانم کجای کارم ، یک عالمه سوالهای بی جواب در دلم دارم..
گاهی قطره های اشک حلقه میزند در چشمهایم ،
گاهی گوشه گیر میشوم در کنج اتاقم ، اینها را بگذار به حساب تلخی گذشته هایم...

عاشق خسته

سه‌شنبه 24 مرداد 1396
تو دلت بگیرد ، دلم از غصه میمیرد
اشکی از چشمانت بریزد ، دلم مثل تو میگیرد...
گاهی که میبینم در گوشه ای نشسته ای ، میفهمم که باز هم از زندگی خسته ای
گاهی فکر میکنم میتوانم با عشقم آرامت کنم ،
 یا با "دوستت دارم "شادت کنم اما تو دلت در هوای دیگریست ، فکرت جای دیگریست....
من با احساسم به تو رسیدم ، با دلم عاشقت شدم و تا نفس دارم میمانم
پس بیا درگیر شو با احساسم، تا من هم با دلم کنار بیایم و درکت کنم
یادم نمی آید تا به امروز عهدی را شکسته باشم ، یا قانون عشق را زیرپا گذاشته باشم!
نیمی از زندگی گذشت ، هنوز هم زنده ام ، به عشق تو ...
تا تو هستی ، نفسهایم تمام نمیشوند .... گوش کن هنوز قلبم میتپد ، وای از آن روزی که بی تو باشم...

فهرست
مهدی لقمانی در فیس بوک

آرشیو متن های مهدی لقمانی
آخرین نوشته های دفتر عشق
تعداد بازدیدکنندگان
تعداد بازدیدکننده های دفتر عشق