X
تبلیغات
رایتل

جام شراب

جمعه 23 تیر 1396




تو ، گرمای وجودم ، آرامش قلبم

من ، درگیر با تو ، عاشقانه در کنار تو
تو ، می تابی همیشه بر من
من، لذت میبرم از با تو بودن
تو ، قطره بارانی در کویر دلم
من ، همیشه به منتظر توام گلم
تو ، شبهای پرستاره ام ، من ، خیلی وقت است از عشقت دیوانه ام
تو ، همان رویای گذشته ام ، من مدتهاست که به پایت نشسته ام
تو ،شرابی که مرا مست عشق میکنی ،من جامی که لبریز میشوم از تو
تو ، مثل نفس ای همنفس ، من ، بی تو یعنی :هیچکس!

در کنارم باش

شنبه 17 تیر 1396
غروب آمده ، بیا و همدرد من باش، دلم گرفته ، بیا و در کنار من باش...
جز تو کسی را ندارم، دستهایم را بگیر ، من که جز تو همدردی ندارم...
باش در کنارم تا احساس تنهایی نکنم ،تا با این قلب بهانه گیر مدارا کنم
دلم گرفته ، نمیدانم چرا ، تنها تو میتوانی درد دلم را بفهمی
تو میتوانی مرا از خستگی های زندگی رها کنی
تنها تو میتوانی حالم را خوب کنی ، مرا درگیر آن محبتهایت کنی
نگیر از من لحظه ای محبتهایت را ، نوازشت هایت را
همین است قلب من دیگر ، تو نباشی میگیرد ، از غصه میمیرد
بودنت دلم را آرام میکند ، خیره شدن به چشمهایت حال مرا بهتر میکند
تویی دوای دلم ، که با بودنت رنگ غروب هم برایم زیباست

تمام سهم من

دوشنبه 12 تیر 1396
تمام سهم من از این دنیا تنها تویی
تویی که برایم معنای عشقی
مینویسم تا بماند ، تا بخواند روزی یک عاشق ، قصه عاشقانه ما را

اتفاق قشنگی بود دیدنت، لحظه ی شیرینی بود در آغوش کشیدنت
یه روز میگفتم تو جزئی از زندگیمی ، حالا میگم همه زندگیمی
توی این زمونه ای که عشق معنایی نداره ، من دیوونه وار عاشقتم
چه شبایی از عشقت تب کردم ، تا خود صبح گریه کردم
تنها آرزوم بود داشتنت ، و حالا هر شب رو در کنار تو به یاد میارم
اون آرزویی که الان بهش رسیدم و با تموم وجود مال منی ،
در اختیار منی ، توی قلبم و مثل خون توی رگهامی
وابسته ام به زندگیم ، چون تو عشقمی و عشقم تموم زندگیمه

دوای دردم

دوشنبه 5 تیر 1396
گاهی خسته و گوشه گیر ، بیا و دستهای مرا بگیر
گاهی بی حوصله ودلتنگ ، بنشین در کنارم ای بهانه ی قشنگ
گاهی که زندگی برایم معنا ندارد ، تو را میبینم و دلگرم میشوم
در گوشه ای تنها نشسته ام ، تو نیستی و من پر از دلتنگی ام
وقتی باشی دلم دیگر بهانه نمیگیرد
اگر هم دلگیرم ، با صدای تپشهای قلبت آرام میگیرم....
آن نوازش هایت ، بوسه هایت ، به من عشق میدهد، مرا امیدوار میکند
کجایی که نیاز دارم به بودنت ، به بوسه هایت ، به آغوشت....
یک لحظه نبودنت هم کافیست که دلتنگی و انتظار دلم را اسیر کنند .
دوباره بیا و بگو دوستت دارم ، این دوای هر درد بی درمان من است...

بی همتایی

جمعه 2 تیر 1396
چه کرده ای با دلم که هیچکس برای من "تو" نمیشود
آنقدرها دوستت دارم که به هیچکس جز تو نمی اندیشم
چه عاشقانه است آنگاه که بی هوا مرا میبوسی ،
در خواب مرا نوازش میکنی ، آرام وبا عشق نام مرا صدا میزنی
وقتی تو را در آغوش میگیرم،
بیخیال دنیا میشوم ، چه دنیای آرامیست آغوشت
و آنگاه که تو  مرا در آغوش میگیری دیگر نفس نمیکشم
آنگاه که درگیر با نفسهای توام
آنقدر از عشق مینویسم که سکوت دنیا بشکند ،
تو فقط در کنارم ، عاشقانه بگیر دستهایم را ، حالا ای دنیا بشنو فریادم را....
اینجا اگر تو باشی ، هر که میخواهد نباشد مهم نیست ،
بودنم بسته به بودنت ، به حرفهایت ، آرامشت ، عشقت....
تو بی همتایی عزیزم
فهرست
مهدی لقمانی در فیس بوک

آرشیو متن های مهدی لقمانی
آخرین نوشته های دفتر عشق
تعداد بازدیدکنندگان
تعداد بازدیدکننده های دفتر عشق