X
تبلیغات
رایتل

درکم کن

سه‌شنبه 26 اردیبهشت 1396
دلم گرفته و تو بیخیال ، هوای دلم را نداری ای یار....
گاهی خیره میشوم به چشمانت ، از عشق که بگذریم ، محبتی را نیز نمیبینم در نگاهت
هنوز هم نمیدانی ، هر لحظه که نفس میکشم به عشق تو است....
بگذار همچنان همنفسم باشی ، بگذار همچنان تنها تو در دلم باشی..
نگذار خسته شوم ، بی حوصله و دلشکسته شوم ، یا شاید یک روز در به در این شهر شوم

یه روزی میرسه که بفهمی چقدر دوستت دارم اما دیگه اون روز شاید نباشم در کنارت
اون موقع هست که بدجور حسرت امروز رو میخوری، اما چه فایده که دیگه کار از کار گذشته اون روز
یه کم به خودت بیا و درکم کن ، نه اینکه هر لحظه بگی ::ترکم کن....


حکم ، سکوت

پنج‌شنبه 21 اردیبهشت 1396
این روزها سکوت بهتر است ، فریاد از مرگ بدتر است،
این سایه زور است، که برتر است...
این روزها ، مثل آن روزها نیست ، ما نمیدانیم که در این بازی حاکم کیست!
حکم نمیدانیم چیست و برگ می آییم ، اما آخر این بازی را میخوانیم
دریا پر ازدلهره ، شاید غرق شویم ، کویری پر از یاس ، شاید از تشنگی محو شویم
آدمکها می روند و می آیند ، به ظاهر همه چیز خوب است ، اینجا آسمانش بی غروب است
به ظاهر خنده ای بر لب ، به انتظار آنکه روز بگذرد و بیاید شب....
صبور باش ، امروز هم میگذرد مثل همه روزها ، فردای روشن می آید ، اما شاید به آن نرسیم...
بیاییم با هم مهربان باشیم....

هوای خوبیست

یکشنبه 10 اردیبهشت 1396
هیچکس جز خدا در بینمان نیست
من و تو هستیم و یک احساس بی انتها
چه هوای خوبیست اینجا در آغوشت
به دور از هوای مسموم بیرون، جدا از آدمکهای خوش خیال
صدای نفسهایت را میشنوم ، میفهمم چه میگذرد در دلت...
خیلی خوب است که اینجا تنهاییم ، این من و توییم که بی گناهیم....
بیا دور شویم از اینجا، خیلی دور.... برسیم به یک نقطه ی کور ...
نزدیک شویم به هم ، تا یکی شویم، تا ابد همیشگی شویم
روزهای بهتر ، نزدیک است ، لبخند همچنان بر لبانت باشد....

تو همان قلبمی

پنج‌شنبه 7 اردیبهشت 1396
در انتظار توام ، تا فردا ، تا هر زمان که بخواهی چشم به راه آمدن توام
خسته نمیشود چشمهایم از این انتظار ، میمانم و میمانم از این خزان تا پایان بهار
تا تو بیایی و او که به انتظارش نشستم را ببینم ،
تا چشمهایت را ببینم و دنیای زیبایم را در آغوش بگیرم
نمیتوان از تو گذشت ، به خدا نمیتوان چشم بر روی چشمهایت بست ،
بگذار تو را ببینم ، تا آخرین لحظه ، تا آخرین حد نفسهایم....
نمیگویم که مرا تنها نگذار ، تو در قلبمی و هیچگاه تنها نمیمانم ،
نمیگویم همیشه بمان ، تا زمانی که هستی من نیز میمانم ، اگر روزی بروی
، دنیا را زیر پا میگذارم ، نمیگویم تنها تو در قلبمی،
نیازی به گفتنش نیست آنگاه که تو همان قلبمی...
قلبی که تنها تپشهایش برای تو است ،
زنده ماندن من به شرط تپشهای این قلب نیست ، به عشق بودن تو است !

عاشق باران

دوشنبه 4 اردیبهشت 1396
میدانستم عاشق بارانی ،
آنقدر اشک ریختم تا خورشید بتابد بر روی سیل اشکهایم ،
 تا اشکهایم ابر شود و باران ببارد
این اشکهای من است که بر روی تو میبارد
آسمان با دیدن چشمهای من می نالد
عشق همین است و راه آن نفسگیر
باز هم میخواهم عشق را با تمام دردهایش،
دردهایی که درد نیست  چون دوایش تویی
خیالی نیست دلتنگی ها و بی قراری هایش، چون چاره اش تویی
عزیز من تویی، در راز و نیازهایم تنها تویی
با تو بودن یعنی همین ،
یعنی من عاشقم بیشتر از تمام عشقهای روی زمین

فهرست
مهدی لقمانی در فیس بوک

آرشیو متن های مهدی لقمانی
آخرین نوشته های دفتر عشق
تعداد بازدیدکنندگان
تعداد بازدیدکننده های دفتر عشق