X
تبلیغات
رایتل

وفای پاییز

پنج‌شنبه 30 شهریور 1396

یک قدم تو ، یک قدم من ، همسفر ما هستند برگهای زرد پاییزی
چه زیباست روی برگها صدای قدمهایت ، چه عاشقانه است در آغوشم صدای نفسهایت
حال من و تو ، هوای عاشقی در یک غروب پاییزی
و این وفای پاییز است به قلبهایمان، که باز هم رویایی میکند عشقمان...
پاییز حال ما را خوب میفهمد...
هر برگ طلایی آرزویی است برای ما ، پاییز عاشقانه ترین فصل ما
دستهایت را به من بده تا قدم بزنیم در کوچه باغ های پاییزی
از این زیباتر نیست هیچ فصلی ، رویاییست اینجا وقتی که با هم ،
 در آغوش هم، غرق در باران برگهای زردیم در حالیکه هردویمان در یک آغوش گرمیم
آرامش من اینجاست ، در کنار تو بودن ، صدای خش خش برگها ، نم نم باران ، غروبی زیبا در کنار تو...


باران عشق

چهارشنبه 22 شهریور 1396

خشکیدم و پر پر شدم ، در کویر خشک، بی جان شدم

باران عشقت آمد و روییدم و ریشه کردم در آغوشت

سبز شدم ، عاشق شدم و تو شدی تنها دلیل بودنم

و تا هستی ، هستم به عشق نفسهایت

باورم کردی که باریدی ، باورت کردم که نشستم در زیر قطره هایت

داشتم از یاد میبردم عاشقی را ، راه و رسم زندگی را ،

داشتم با خاک یکی میشدم با کویر تنهایی همنشین میشدم ؛تا تو آمدی

آنجا دیگر کویری نبودی، من بودم و تو بودی و سرزمینی پرآ از عشق

و فریاد میزنم تا میتوانم از ته دل ، دوستت دارم تا بشنود یکی تو ، یکی هم خدا!

 

 

کجا رفت

چهارشنبه 15 شهریور 1396

کجا رفت آن بوسه های شبانه ، آن آغوش عاشقانه
کجا رفت آن مهر ومحبت ها ، بی قراری و دلتنگی ها
کجا رفت دوستت دارم ها ، قدم زدن در کوچه باغ ها...
چه باشی ، چه نباشی من دوستت دارم
چه عاشقم باشی ، چه حسی به من نداشته باشی من عاشقتم
من با تو عهدی نبستم ، با قلبم عهد عشق رو بستم
حساب تو از قلبم جداست ، طرف حساب من فقط خداست
تو رو سپرده ام به خدا ، تا زنده ام دوستت دارم ای عشق بی همتا
عشق توی وجودمه ، بودنت در کنارم آرزوی شب و روزمه
کجا رفت آن حسی که همیشه حس میکردم در کنارت...


وقتی که باشی

چهارشنبه 8 شهریور 1396
میدانی که مدتهاست که با عشق تو آرامم
میدانی که بدون تو حتی یک لحظه هم نمیتوانم!
وقتی باشی دلم دیگر دلگیر نیست ،
 روزهای سخت زندگی برایم نفسگیر نیست
وقتی باشی همه چیز عالیست ،
دلم از هر چه غم در این دنیاست خالیست
وقتی باشی لذت میبرم از زیبایی های این دنیا
این هوا ، به هوای تو خوب میشود وقتی که باشی...
این احساس به عشق بودنت شعله ور میشود ....
زندگی زیبا نیست ، آنچه که زیبا کرده دنیای مرا ، تویی!
و عشق آن لحظه ایست که مرا در وجود گرم و مهربانت جا میدهی....

سردرگم

پنج‌شنبه 2 شهریور 1396
کمی درک داشته باش ، تو با یک دلشکسته روبرو شده ای
هنوز بر روی قلبم پر از زخم است ، هنوز غم سنگینی در دلم نشسته است
تو آمده ای که آرامم کنی یا با حرفهایت دردی به دردهایم اضافه کنی؟
متاسفم از سردی دلم ، از بی احساس بودن چشمهایم....
هنوز نتوانسته ام با عشق کنار بیایم ، میترسم باز هم تنها نام عشق در این میان باشد نه احساسش!
نه میگویم دوستت دارم، نه میگویم همیشه با تو میمانم، من هنوز با خودم هم کنار نیامده ام!
هنوز نمیدانم کجای کارم ، یک عالمه سوالهای بی جواب در دلم دارم..
گاهی قطره های اشک حلقه میزند در چشمهایم ،
گاهی گوشه گیر میشوم در کنج اتاقم ، اینها را بگذار به حساب تلخی گذشته هایم...

فهرست
مهدی لقمانی در فیس بوک

آرشیو متن های مهدی لقمانی
آخرین نوشته های دفتر عشق
تعداد بازدیدکنندگان
تعداد بازدیدکننده های دفتر عشق