X
تبلیغات
رایتل

همه چیز عالیست

جمعه 1 اردیبهشت 1396
تو در کنامی ، اینجا در آغوشمی ، همه چیزخوب است
عشقمان پابرجاست ، آنکه هوای ما را دارد تنها خداست
لحظه هایمان شیرین است ، زندگی ما همیشه همین است
همه چیز عالیست ،آسمانمان به رنگ آبیست
هیچ چیز مانع عشقمان نمیشود ، هر کاری کنند قلبهایمان جدا نمیشود
خدا را شکر که تو را دارم ، این تنها امیدیست که در قلبم دارم
دوستت دارم ، دوستت دارم


دلم برایت تنگ شده

یکشنبه 27 فروردین 1396
ثانیه ها میگذرند ، روزهای سرد ، مثل دستانم ، مثل آغوشم
دلم برایت تنگ شده عزیزم
هوای دلگیریست ، آسمان بی ستاره ، طلوع برایم با غروب فرقی ندارد
دلم برایت تنگ شده
بیقرارم ، دلم بهانه تو را میگیرد ، خودت هم خوب میدانی دلم بی تو میمیرد...
بوی عطر تنت ، بوسه روی گونه هایت ، گرفتن دستهایت
وای که چقدر دلتگتم عشقم
میخواهمت  ، همین لحظه ، همینجا ، نگذار شاد شود دل بعضی ها...
دلم برایت تنگ شده ، بیا در کنارم ، من آن آغوش گرمت را میخواهم

مرد تنهایی ها

دوشنبه 21 فروردین 1396


سرد میگذرد ، چقدر سخت میگذرد ، آنگاه که دلم میگیرد
همه چیز در دلم میمیرد ، غم سنگینی در دلم مینشیند
او که باید باشد نیست ،او که باید آرامم کند ، در فکر من نیست
او که محبت میرساند ، دلی بی وفا شد
و اما عشق ... با یک اشتباه تمام شد، همه چیز ،برای هیچ چیز فدا شد
دلم گرفته و همدلی نیست ، و این منم مرد تنهایی ها ، که بی محبتی ها مرا از همه چیز خسته کرده است....
در خلوت دلم ، در حالی گرفته ، از دلم سوال کردم چرا حال و روزت اینگونه است»
دلم سکوت کرد و چشمانم آرام گریست....

متاسفم برایت

پنج‌شنبه 17 فروردین 1396
تو خیلی زود تمام میشوی ، اما یک نخ سیگار تا آخرش به پایم میسوزد
تو میروی و من مست و خرابم ، در گوشه ای تاریک در اتاقم
نشسته ام و دود میکنم تمام لحظه هات با تو بودن را
باور ندارم تمام شده ای و همچنان سیگارم میسوزد.....
میدانستم روزی تمام میشود ، با تو بودن و همه خاطرات خوبمان
نمیخواهم تو را نفرین کنم ،عشق را نفرین میکنم که مرا در دام انداخت
افسوس که مرا نشناختی ، متاسفم که با قلب پاکم نساختی....
متاسفم برایت ، در ادامه آرزوی خوشبختی میکنم برایت....
و همچنان میسوزم با سیگارم....

کویر محبت

چهارشنبه 16 فروردین 1396
کاش محبتی بود در دلت، یک ذره احساس بود در عشقت
کاش بی تفاوت نبودی ، برایم همچو یک مجسمه ،سرد و بی روح نبودی
کاش مثل روزهای اول عاشقم بودی ، دلتنگم میشدی و بیقرار آمدنم بودی
کاش مینشستی در کنارم ، درد دل میکردی برایم ، سرت را میگذاشتی بر روی شانه هایم....
مثل آن روزها نیستی ، مثل تنهایی ، مثل یک تکه یخ در قلبم نشستی
نه از دلت میگویی برایم ، نه مینشینی به پای حرفهایم ، نه میگویی دوستم داری ، نه حتی مثل قبل بهانه می آوری
به خودت بیا، به من نزدیکتر شو ، نه اینکه دور شوی تا دیگر قلبم را هم گم کنی....

فهرست
مهدی لقمانی در فیس بوک

آرشیو متن های مهدی لقمانی
آخرین نوشته های دفتر عشق
تعداد بازدیدکنندگان
تعداد بازدیدکننده های دفتر عشق