باید بروم

پنج‌شنبه 30 فروردین 1397

رهگذری بودی برای دلم ، روزهای باهم بودن کوتاه بود گلم
و حالا باید رفت ، گرچه رفتن در مرام ما نبود عزیزم
من از دلم چیزی به کسی نگفته ام ، تو هم از بی وفایی ات به کسی نگو
لحظه هایی بود که تو را کم داشتم ، امروز تو برایم خیلی زیادی...
راهی آمده ام که بی انتهاست ، تا نهایت غروب خورشید، اما دل به دریا میزنم و برمیگردم
پشت میکنم به خورشید ، به تمام آن خاطره هایی که مرا از خودم دور کردند....
راهی نمانده ، باید بروم و پشت سربگذارم غروب را...

فهرست
مهدی لقمانی در فیس بوک

آرشیو متن های مهدی لقمانی
آخرین نوشته های دفتر عشق
تعداد بازدیدکنندگان
تعداد بازدیدکننده های دفتر عشق