X
تبلیغات
رایتل

درگیر با تنهایی

دوشنبه 9 بهمن 1396


 دستهای سرد تنهایم، قدمهایی که ،همراهی ندارند
بدجور درگیر با تنهایی ام ، تنهاتر از کنج اتاق ، تنهاتر از خلوت تنهایی
مثل مترسکی که دستانش باز است و کسی او را در آغوش نمیگیرد
مثل پاییزی که زیباست ولی همیشه تنهاست
مثل آن شمعی که تا میسوزد تنها نیست ، اما بعد از خاموشی ، میرود به سوی فراموشی!
میخواهم تنها باشم، غرق در سکوت و خلوت خویش باشم ، جدا از همه آدمهای بی وفا باشم
تنهایی تمام قلبم را گرفته ، دیگر در قلبم جایی برای کسی نیست
حتی نمیدانم آن رهگذری که دلم را شکست و رفت ، کیست!
بگذارید تنها باشم، کمی هم با غمها مهربان باشم، هر چه باشم بهتر است اسیر باشم!

فهرست
مهدی لقمانی در فیس بوک

آرشیو متن های مهدی لقمانی
آخرین نوشته های دفتر عشق
تعداد بازدیدکنندگان
تعداد بازدیدکننده های دفتر عشق