X
تبلیغات
رایتل

محکوم به سکوت

جمعه 16 مرداد 1394
محکوم به سکوت
باران هم برای آمدن بهانه می گیرد ، می ترسد از باریدن
هوای مسمومی است ، سرزمینی پر از گرگ ...
من به یک قطره آب هم قانعم در جایی که حتی این کویر هم غنیمت است!
سر به زیر بودم رویاهایم بر باد رفت ، سر به هوا شدم و همه چیز زیر خاک رفت...
تشنه ام ، در حسرت محبت ، در آرزوی همنشینی با کسی که تنها برای خودش قدم برندارد
شاید به جایی رسیده ام که نفرت دارم از تمام آدمهایی که به ظاهر خنده بر لب دارند ، به ظاهر دلسوزند و به ظاهر مهربان...
برمیگردم به سر خط ، شاید آن هوای مسموم همه را بیمار کرده است
شاید آن قطره ی آب همه را گمراه کرده است
چهره ای روی چهره ی واقعی ، مثل ابری سیاه روی آسمان آبی
نه به آن پرنده ای که در قفس است و به دام افتاده ، نه به آن عقابی که آنقدر اوج گرفته تا به آخر آسمان رسیده
میخندیم از حقیقت و اشک میریزیم از آن چیزی که واقعیت ندارد
دروغ های شیرین و صداقت های تلخ ، ما همه محکومیم به سکوتی که درونش پر از صداقت است و آزادیم از فریاد پر از دروغ!

فهرست
مهدی لقمانی در فیس بوک

آرشیو متن های مهدی لقمانی
آخرین نوشته های دفتر عشق
تعداد بازدیدکنندگان
تعداد بازدیدکننده های دفتر عشق